خاطرات دانشجويى – زنگ ورزش

اين اخبار المپيك منو ياد يه خاطره انداخت از روزاى دانشجويی…

سال ٨٤ يا ٨٥ بود… با كلى بدبختى ١٠ نفر جور كرديم كه تيم بسكتبال دانشگاهمون بتونه تو مسابقات دانشگاه های کشور شركت كنه… با كلى بدبختى تمرين می‌ذاشتيم تو سالنى كه كلن دست پسرا بود مگر اينكه خلافش ثابت بشه…

برای اینکه بتونیم از سالن دانشکدمون استفاده کنیم، يا بايد ١٢ تا یک ظهر – ظلِ گرما – می‌رفتيم تمرين، و بعدش خيسِ عرق، مانتو مقنعه سرمون می‌كرديم و برمی‌گشتیم سر كلاسامون، يا بايد غروبا بعد اینکه کلاس هممون تموم می‌شد، می‌كوبيديم می‌رفتيم دانشكده مكانيك تو خاك سفيد که اون زمان معروف بود به محله معتادا….

اين بین يه مربى هم داشتيم كه به دليل هزار تا مشكل شخصى، يكى در ميون نمی‌تونست تمرينا رو بياد. اونايى رو هم كه می‌ومد، فكر كنم به خاطر رفاقتش با چند تا از بچه هاى با سابقه تيم و علاقش به بسكتبال ميومد، نه اينكه خدايى نكرده از تربيت بدنى چيزى بهش برسه…

بالاخره خودمون رو با هر بدبختى بود رسونديم به مسابقات. روز مسابقه ديديم خبرى از سرپرست و مربى نيست و هيچكس نيست كه حتى قبل شروع بازی ها اسم بازيكنامون رو بده دست داورا. بعد از کلی دستپاچگی یکی از بچه ها پیشنهاد داد که زنگ بزنیم تربيت بدنى و ببينيم آیا کسی قراره بياد به دادمون برسه یا نه. با کلی مکافات موفق شدیم با تربیت بدنی تماس بگیریم و ماجرا رو بهشون بگیم. در جواب بهمون گفتن كه سرپرستتون «آقا»ى فلانيه اينم شمارش… خودتون بهش زنگ بزنيد ببينيد كجاست…

آقا؟؟؟؟ آقا؟؟؟؟

سرتون رو درد نيارم… زنگ زديم «آقا» فلانى و «آقا» فلانى كه مطمئن بود تو «خوابگاه دختران» و تو يه سالن ورزشى پر از دختر هيچ جوره نمی‌تونه كمكى بكنه، با خانواده رفته بود شمال!

برسد به دست #تربيت_بدنى_دانشگاه_خواجه_نصير!

#سيما_ليموچى #المپيك

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s