سورئال

خواب ديدم…

من و نگار بوديم و يه سرى از دوستاى قديمى، نشسته بوديم تو حياطِ خوش آب و هواى يه كافه، نزديك سيدخندان. انگار تو جلفا بود…
بعد زنگ زدم يه دوست ديگه كه بگم بياد، اسم كوچه رو ميخواست، بلد نبودم. رفتم دم در و سعى كردم از لاى برگاى درخت تابلو رو بخونم:
كوچه هاله سحابى…

به خدا!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s