نيو يِر’ز ايوْ

در حالى كه رفته بود دم گاز و داشت در «ديگ» رو باز ميكرد:
به به! عجب آشى! بوش راهرو رو برداشته!! حالا بقيه كى ميان؟
– بقيه؟ بقيه اى در كار نيست، همين خودمونيم…
: اين همه آش برا سه نفر؟!
– آره خب! هر چى موند رو هم ميذارم فريزر بعدن ميخورم… چيكار كنم… آخه من آشپزى رو تو پاكستان ياد گرفتم… قبلش كه آشپزى بلد نبودم! اونجا كه رفتم، تازه ياد گرفتم غذا بپزم، بعد چون ١٧ نفر بوديم و بايد برا همه غذا درست ميكرديم، منم هر چى ياد گرفتم، برا ١٧ نفر بود! من آش كمتر از اين اصلن بلد نيستم بپزم!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s