چای نامه

پرتغال که بودم، همه همش قهوه میخوردن… صبح، بعد نهار، بین کلاسا، وقت بیکاری… میشستن یدونه از اون قهوه خیلی کوچیک غلیظا که فنجوناش معمولن لک بود و بعد از اینکه یه نفس میخوردی، از تلخی یه اَخ میکردی، میگرفتن و با همون یه ذره نیم ساعتی خودشون رو سرگرم میکردن… یه بسته کوچیک شکر هم میدادن بهت… – ۶۰ سنت بود.

ولی من همیشه دلم چایی میخواست. با  اینکه فقط چایی کیسه ای داشتن که باید مینداختی تو این آب جوش دستگاهیا  که ده دقیقه اول اگه میخوردیش، همه دهنت میسوخت، و از اون به بعدم دیگه داغ نبود و خلاصه هیچ جوره مثل چایی  خودمون نبود، ولی بازم دلم چایی میخواست… – یه یورو* بود

اینجا که اومدم، همه همش قهوه میخورن، از نوع استارباکسیش… یه لیوان گنده پر از قهوه میدن دستت که خودت میتونی بری اونور توش هر چقدر که دلت میخواد شکر و شیر (با درصد مختلف چربی) یا خامه یا هر چی بریزی، درش رو بذاری و قهوه به دست بری دنبال کار و زندگیت… هر کی رو تو خیابون میبینی یدونه از این لیوان کاغذیا که دورش یه مقوا داره که دست آدم نسوزه، دستشه و داره به یه سمتی میره…

حالا دلم از اون قهوه کوچیک زهرماریای پرتغال میخواد…

ولی کماکان همش چایی میخورم

—————-

* از اتاق فرمان اشاره شد چایی ۵۵ سنت بود

Advertisements

6 نظر برای “چای نامه

  1. توی لهستان همه چای می خورند. اینقدر زیاد که دیگه روی دست ما بلند شدند. حتی مثلا با غذا، و نه بعد از غذا! یعنی اینطور که یه قاشق (چنگال البته!) غذا بخوری و روش یه قلپ چای… خلاصه صفا می کنیم با چایاشون..

  2. لابد پرتغالی ها هم مثه فرانسوی ها به اسپرسو می گن قهوه و اگه قهوه معمولی بخوای باید بگی آمریکانو!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s