پدرانه…

(۱۱:۴۵ شب به وقت تهران – یلدا شبی …)

– الو، بابا؟ سلام. خواب که نبودی؟

: سلام. نه تازه همین الان رسیدم خونه

– برام فال میگیری؟

:  آره، صبر کن برم حافظ رو بیارم…

(کلا به شعر خوندن عادت ندارم و اینکه از پشت تلفن بتونم تمرکز کنم و معنی شعر، اونم حافظ رو بفهمم برام سخته…)

 

——–    ——–

——–    ——–

——–    ——–

 

: بله، خلاصه که اینجوریاس

– به به! چقدر هم که به اوضاعِ من میاد، مرسی! نه ولی جدی من از پشت تلفن زیاد نفهمیدمش، باید برام بنویسی ایمیل کنی. حالا گوشی رو میدم مامان که برا اونم یه فال بگیری. ایمیل یادت نره ها! شبت خوش

: شبت خوش دخترم، برات ایمیل میکنم

 

بابا امشب ایمیل زد…

نینا جان:

گرچه غزل فالت چیز دیگری بود ولی این غزل را برات مناسب تر میدانم:

مـــژده ای دل کــــه مسیحــــــــا نفســی میاید      که ز انفاس خوشـش بوی کسی می‌آید

از غــــــم هجــر مکن نـــاله و فریاد که دوش      زده ام فــالی و فریــــــاد رسـی می‌آید

زآتــــش وادی ایمن نـــه منم خــرم و بــــس      موسی آنجـــــا بــه امید قبســـی می‌آید

هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست      هر کس آنجــــا به طریق هوسی می‌آید

کـــس ندانست که منزلگه معشوق کجــــاست      این قدر هست که بـــانگ جرسی می‌آید

جرعــه ای ده کـــه به میخــــــانه ارباب کرم      هــــــر حریــفـی زپــی مــلتمسی می‌آید

دوست را گــر سر پرسیدن بیمــــار غـم است      گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید

خبــــر بلبـــــــل این بـــــاغ بپرسید کــــه من      نالـــــه ای میشنــوم کــــز قفسی می‌آید

یـــــار دارد ســر صید دل حـــــافظ یــــاران      شاهبــــــازی به شکــار مگســی می‌آید

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s