بی خوابی…

دلم میخواست امشب پیشم بودی و محکم بغلم میکردی که نلرزم!

———————–

پ.ن. اشاره به شخص خاصی  نمیشه و هدف فقط آروم کردن من از لرزش پس از زلزله بود!

ساعت ۵ صبحه و دارم به این فکر میکنم که ممکنه در فاصله ای خییییییلی دور از مامان و بابات باشی، ولی زلزله بیاد!
Advertisements

4 نظر برای “بی خوابی…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s