بی رودرواسی!

با دوستِ فرانسویم نشستیم لبِ آب… بعد ۲ سال همدیگه رو دیدیم و داریم از در و دیوار صحبت میکنیم…

- یه روزَم باید برم خرید

: من از خرید خیلی بدم میاد

- منم خوشم نمیاد ولی لازم دارم، البته فقط شلوار… آخه چند وقت  پیش رفته بودم انگلیس، کلی تی شرت خریدم، ارزون! قیمت پوند و یورو هم الان دیگه خیلی اختلاف نداره… ۱ پوند حدودا ۱.۱۵ یوروه… قدیم بیشتر بود، هول و حوش ۱.۵۰!

: اِ؟! نمیدونستم!

- حدودا یه ماه پیش بود که پدر بزرگم فوت کرد

تو دلم فکر میکنم باید تسلیت بگم، ولی سختمه، برا همین سکوت میکنم…

- پدرِ مادرم، که انگلیسیه

: آره یادمه، گفته بودی مامانت انگلیسیَن

- بعد رفتیم اونجا که خونه ایناش رو بفروشیم…

سکوت

- بعد تو حساب کن، یه ماه قبلش پوند بود ۱.۵۰ ولی اون موقع شده بود ۱.۱۵!

ســکوت

- خیلی ضرر کردیم این وسط…

ســـــکوت

- آخه نمیشدَم به پدر بزرگم بگیم یکم زودتر بمیره…

ســـــــــــــــکوت

- یا حالا دیرتر…

2 پاسخ به “بی رودرواسی!”

  1. کوپا می‌گوید:

    حالا شد :)

  2. نیما.ع می‌گوید:

    این سکوت آخر رو می تونستی به جاش «خنده حضار» هم بنویسی. که پایان حکایت شیرین تر بشه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.